السيد الطباطبائي

246

مجموعه رسائل ( فارسى )

امكان نداشت كه از اختلاف فراوان خالى و عارى باشد ، زيرا همانطور كه قبلًا يادآور شديم ، همهء موجودات جهان هستى - به ويژه انسان - بر اساس حركت و تغيير و تحول و تكامل آفريده شده‌اند ، و هر يك از آن‌ها در امتداد زمان وجود خود داراى جهات گوناگون و حالات متفاوت است . هيچ انسانى نيست كه هر روز ، خود را عاقل‌تر از روز گذشته نيابد ، و اعمال و تدابير و نظرياتش در هر مرحله متين‌تر و استوارتر از مرحلهء پيشين نباشد ؛ اگر هم يكى از كارهاى او امتداد وجودى جزئى داشته باشد ، باز آخرش بهتر از اول آن است . مثلًا كتابى را كه نويسنده مىنويسد ؛ شعرى را كه شاعر مىسرايد ؛ و خطابه‌اى را كه خطيب ايراد مىكند ، همگى انجامى بهتر از آغاز دارند . طبق اين بيان ، انسان حتى در ضمن انجام يك كار دچار تغيير و تحول مىشود و قادر نيست كه آن را به طور يكنواخت به پايان رساند ، و اين ناموس كلى انسان و كائنات است كه همه در تحت سيطرهء قانون تحول و تكامل عمومى هستند . به طور كلى ، شما هرگز موجودى را در اين جهان نخواهيد يافت كه در دو لحظه بر يك حال ثابت و استوار بماند ، بلكه دائماً هم خود موجود و هم احوال و آثار آن دستخوش تغيير و تحول خواهند بود . به همين جهت است كه خداى تعالى در آيهء مورد بحث ، اختلاف را به لفظ « كثير » مقيد نموده است ؛ يعنى اگر قرآن كلام خدا نبود ، در آن اختلاف فراوان يافت مىشد . البته ، در اين جا قيد « كثير » اصطلاحاً « قيد توضيحى » است ، نه « قيد احترازى » ؛ بدين معنا كه اگر اين سخن از كسى جز خداوند نشئت گرفته بود ، اختلاف فراوان در آن به چشم مىخورد ، و چون از ذات اقدس الهى نشئت گرفته است ، پس هيچ اختلافى در آن نيست ، نه كم و نه زياد . عدم اختلاف در قرآن - با اين همه مطالب متنوع و موضوعات گوناگون - امرى بسيار مهم است ، زيرا قرآن كتابى است كه در هر زمينه‌اى از شئون مربوط به انسان مداخل كرده و اظهارنظر نموده است ، مانند :